اندازه گیری عملکرد شرکتها

عوامل هشداردهنده در اندازه گیری عملکرد شرکتها

هدف از یک کسب و کار، خلق یک مشتریست. پیتر دراکر

علیرغم فشارهای ناشی از بنگاههای خرید و فروش سهام  و بازارهای سرمایه ای که تاکید فراوان در بدست آوردن سودهای کوتاه مدت را دارند، پاره ای از مدیران ارشد اجرائی به تجربه دریافته اند که سرمایه گذاریهائی که با منظور رسیدن به سودهای آنی می انجامد ، چندان رضایت بخش نبوده و بیشتر اوقات همین فاکتور در زمینه بررسی عملکرد شرکت ، عامل گمراه کننده ای است.
در مجموع جهت اندازه گیری عملکرد شرکتها فرمول معجزه آسائی وجود ندارد ، اما برای کنترل عملکرد شرکت ها و همچنین نشان دادن سمت و سوی حرکتشان در محیطهای بشدت رقابتی فعلی نیازمند فاکتورهای پایشی بوده که همچون تابلوی نمایش وضعیت آنها را به ترسیم کشد. از دیدگاه آقای دراکر، این معیارهای سنجش بترتیب عبارتند از :

  1. توان رقابتی: انتخاب بازار ، پیشرفت در آن ، میزان افزایش یا کاهش ایستادگی شرکت در بازار ، بازخوردهای مشتریان ، سایر کالا و خدمات عرضه شده توسط رقبا.
  2. نو آوری: تداوم و اشتهار به نوآوری شرکت ، فاصله زمانی پخش خبراختراع تا ارائه محصول و خدمات در بازار (این فاصله زمانی بسیار حساس بوده و ممکن است بواسطه رقبا ، آثار منفی نیز در بر داشته باشد) در کل نوآوری، فاکتوری بسیار قابل اعتماد در ارزیابی عملکرد یک شرکت میباشد.
  3. بهره وری: نسبت داده های مهم به سیستم، مانند سرمایه، مواد خام، نیروی انسانی و… به ارزش افزوده بدست آمده (برای این کار بهای کل ورودی های سیستم  اعم از مواد و خدمات که از بیرون از سازمان گرفته میشود از ارزش کل ستاده ها کسر شده و نرخ تورم نیز اعمال میگردد، همچنین هر یک از عوامل جداگانه بررسی و محاسبه میشوند). بهترین وضعیت دلخواه آن است که بهره وری همه عاملها پیوسته و رو به افزایش باشد و در مقابل، کم ارزشترین حالت نیز آن است که بهره وری یک عامل ( مثلا نیروی انسانی) در سایه کاربرد فراوانتر عاملی دیگر (مانند سرمایه) بدست آید.
  4. وضعیت نقدینگی و پول در گردش: طبق ضرب المثل کهن، اگر یک کسب و کار سالهای سال هم سود ده نباشد اما دستش از پول در گردش خالی نگردد، میتواند به حیات خود ادامه دهد اما عکس این قضیه صادق نیست. سازمانهای کوچک از این بابت بسیار آسیب پذیرترند. آقای دراکردر بخشی از سخنان خود در این مورد میگوید: “چنانچه شرکتی آینده نگری ننموده و تنها به هنگام نیاز فراوان، مانند زمانی که بخواهد یک خط تولید تازه و بسیار سود اور را ایجاد کند، بدنبال نقدینگی بیفتد،  آنگاه ممکن است فرآورده تازه را با نرخی پائین به رقبا بفروشد که آنگاه ضربه بی پول بودن بسیار سهمگین تر از بی سود بودن است”
  5. توان سود بخشی: این فاکتور، سودبخشی ظرفیت منابع سازمان را در ارتباط با سود بدست آمده نشان میدهد، بنابراین، سود و زیان حاصل از داد و ستدی که منابع سازمان در آن بکار گرفته نشده مانند فروش و یا بسته شدن یک بخش از کارخانه و یا یک خط تولید، از این سنجش جدا میماند، همچنین هزینه های بالاسری هم بحساب نمیآید، بعلاوه هدف در این مورد محاسبه، اندازه گیری سود در یک دوره معین نبوده و بجای آن تمرکز بر سود بخشی وضعیت کنونی است، آسانترین راه پیشنهادی توسط نویسنده برای این امر، نشان دادن سود عملیاتی سی و شش ماه پیاپی میباشد که در صورت نیاز، نرخ تورم و دگرگونیهای برابری ارز های خارجی در آن تاثیر داده شده است.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *